رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
182
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
--> - دعواى وزير گيلان و وزير كل آذربايجان بر سر صلاحيت ذكر شده است . - تاريخ گيلان عبد الفتاح فومنى ، ص 141 . - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 1083 : باز براى اولين بار از « حاكم آستارا » ذكر شده است . در مورد گسكر بعدها گاه از وزير و گاه از حاكم سخن به ميان مىآيد . حتى عبد الفتاح فومنى كه خيلى روشن و بدون ابهام ( تاريخ گيلان ، ص 141 ، 150 ) از اين صحبت مىكند كه گسكر به وزير گيلان سپرده شد باز اندكى پس از آن ( ص 150 ، 162 ) از مرتضى قلى خان بهعنوان « حاكم گسكر » ياد مىكند . - خلد برين ، ورق b 57 و ص 295 : پس از مرگ امامقلى خان تبديل به خاصه شد ؛ در رياض الفردوس ، ص 357 بهصورت دقيقتر چنين آمده است : از ابتداى تخاقوىئيل ( 1633 / 3 / 20 م . ) به بعد از پيچىئيل 7 - 1066 ( - 7 - 1656 م . ) به بعد ( عباسنامه ، ص 214 - خلدبرين ، ص b 213 ) تا چند سال ( رجوع شود به عباسنامه ، ص 318 ) به پنج وزارتنشين تقسيم شد . جهرم پس از اين تقسيم ديگر هميشه وزيرنشين شد ( عباسنامه ، ص 232 ( غلط چاپى ! ) ؛ جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، ص a 165 به بعد ؛ دستور شهرياران ، ص a 82 ، a 239 ) در ابتداى سال هيجدهم ( يا شايد زودتر ؟ ) داراب نيز به وزيرنشين تبديل شد ( دستور شهرياران ، ص a 82 ) . - مجمع التواريخ ، ص b 34 ، b 45 : انتصاب لطفعلى خان به سمت بيگلربيگى ذيل وقايع سال 1130 ؛ مراجع اروپائى ( مثلا هانوى ، جلد دوم ، ص 127 ) سال 1719 م ( - 1131 ه . ق . ) را ذكر مىكنند . دستور شهرياران در صفحهء a 82 حتى در سال 1107 ( - 1696 م . ) از « وزارت فارس » مىگويد . - پس از مرگ امامقلى خان لار تا دو سال به كلبعلى خان رسيد ( ذيل تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 117 ( - خلدبرين ، ص b 57 ) ؛ خلدبرين ، ص 174 ، 177 ؛ براى شرححال وى رجوع شود به جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، ص a 172 ) . بنابراين خبر مندرج در صفحهء 295 خلدبرين داير بر اينكه اين ناحيه بلافاصله تبديل به خاصه شد اشتباه است . - مجمع التواريخ ، ص a 39 به بعد : عباسقلى خان حاكم لار و بندرعباسى ( ارقام مجمع التواريخ دقيق نيست ) ؛ دستور شهرياران در صفحهء a 239 باز در وقايع سال 1110 ( - 1698 م . ) از « وزارت لار » صحبت مىكند . - عباسنامه ، ص 59 به بعد ( - خلدبرين ، ص a 151 ) . - خلدبرين ، ص a 209 : « حكومت خوانسار به انضمام حكومت بختيارى » به خليل خان ( رجوع شود به عباسنامه ، ص 208 ) . - عباسنامه ، ص 180 ؛ خلدبرين ، ص a 197 . - سانسون در صفحهء 110 به بعد كسى را مىشناسد بهنام عبد القاسم خان ( ابو القاسم خان ؟ رجوع شود به دستور شهرياران ، ص b 186 ) كه حاكم همدان بوده است . بعدها ديگر اغلب صحبت از حاكم همدان است . - عباسنامه ، ص 216 ( - خلدبرين ، ص b 214 ) . - - عباسنامه ، ص 216 ( - خلدبرين ، ص b 214 ) . سمنان و خوار در آن عهد توأم بود . ( رجوع شود به خلدبرين ، ص b 211 ) . - عباسنامه ، ص 320 ؛ رجوع شود به فصل سوم اين كتاب ، بند د - املاك خاصه و تناسب قدرت در مملكت . - عباسنامه ، ص 239 ( - خلدبرين ، ص a 227 ) . - كمپفر ( ص 129 ) كه از سال 1683 تا 1688 در ايران بوده از بيگلربيگى كرمان خبر ندارد ؛ براى نخستين بار ( دستور شهرياران ، ص a 63 ) ما در سال 1106 به حاكم كرمان برميخوريم و بعدها بيشتر نام او ذكر مىشود .